مهدى محقق

13

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

عقلى را كه خداوند به انسان بخشيده در نيافته‌اند . پس ، چرا آنان اين دشوارى را در علومى ديگر كه سخت‌تر از طب است عنوان نمىكنند ؛ مانند علم نجوم كه دربردارندهء شناخت ابعاد ستارگان و اندازهء اجرام و افلاك و حركات و افعال و تأثيرات آنهاست و همچون صناعت موسيقى كه براى آنكه تأثير در نفوس و ابدان بگذارد انواع آلات براى آن بايد تعبيه گردد و دارندهء آن با نحوى بازى با آن ابزار موجب خنده و با نحوى ديگر موجب گريه مىشود ، و نيز زمانى با همان ابزار شادى و فرح را ايجاد مىكند و زمانى ديگر موجب هيجان و اندوه مىگردد . آنان كه تلف شدن بيماران بر دست پزشكان را دليل بر ابطال طب مىگيرند نظر درست خود را به كار نبرده و آنچه را كه طبيب متكفل و ضامن آن است نشناخته‌اند ؛ زيرا ، هر صناعتى را غايتى است كه آن صناعت به‌سوى آن مىگرايد و نيز هر صناعتى را ماده‌اى است كه موضوع آن صناعت ناميده مىشود و آن صناعت آثار و افعال خود را در آن آشكار مىسازد . مثلا غايت صناعت نجارى ساختن درها و تختها و مانند آن است و موضوع آن چوب است ، ولى هر چوبى صلاحيت در شدن و تخت شدن را ندارد . پزشكى هم غايتش صحت و موضوعش بدن انسان است و هر بدنى صلاحيت از براى درمان پزشك را ندارد ؛ همچون بدن شخص زمين‌گير و كور و طاس ، و همچنان‌كه هرگاه نتوان از چوب خاصى تخت ساخت ، نجارى باطل نمىشود اگر شخص كور و سر طاس درمان نگردند پزشكى ابطال نمىگردد « 15 » . و بايد گفت كه صناعات بر دو قسمند : يكى آنكه كمالش از اول تا آخر در دست انسان است همچون نجارى و زرگرى ، و ديگر آنكه آغاز و مقدماتش در اختيار انسان و كمالش موكول به خداوند عزيز و بزرگ و طبيعت است مانند كشاورزى كه بذر نشاندن و آب دادن از دهقان و بيرون آوردن گياه از خداوند است ، و پزشكى نيز از اين قبيل است . خداوند در بدن آدمى كارگزارى قرار داده كه صحت و سلامتى آن را حفظ مىكند و هرگاه آن صحت و سلامتى به‌وسيلهء عارضه‌اى زايل گردد ، آلت و ابراز آن كارگزار كه غذا و دارو باشد ، آن عارضه را از بدن دفع و صحت را به آن باز مىگرداند . اين كارگزار را حكيمان « طبيعت » و اصحاب شرايع « ملك » خوانند و اين همان است كه بقراط در وصف آن گفته است : « طبيعت خود براى بهبود بخشيدن بيماريها كافى است » « 16 » ؛

--> ( 15 ) . زهراوى به شاگردان خود توصيه مىكند كه از بيماريهاى خطرناك و دشوار بهبودى چشم مداريد و خود را بر كنار سازيد از آنچه مىترسيد كه شبهه‌اى در دين و دنياتان وارد سازد . اين روش آبروى شما را بهتر نگه مىدارد و ارج شما را در دنيا و آخرت بالاتر مىسازد . جالينوس در يكى از سفارشهاى خود گفته است : « بيماريهاى بد را درمان نكنيد تا پزشكان بد خوانده نشويد . » التصريف لمن عجز عن التأليف ، ص 7 . ( 16 ) . ابن ماسويه مىگويد : « سزاوار است كه پزشك همانند فعل طبيعت را به‌وجود آورد ، هرچند كه درمان به درازا كشد و دشوار باشد ، و درمان خود را بر غير تدبير طبيعت قرار ندهد . زيرا كه آن همچون كيميا فريبى بيش نيست . » النوادر الطبية ، ص 21 . جالينوس مىگويد كه طبيعت در گفتهء بقراط بر چهار وجه آمده است : مزاج بدن ، هيئت -